خاطرات عربستان – قسمت سوم سفر حج: مدینه

ما می‌خواستیم حتما مدینه رو هم ببینیم و به همین خاطر تصمیم گرفتیم بعد از اینکه همه شب رو خونه رییس کاروان در جده موندیم، فردا صبحش بعد از یک چرخ در شهر و دیدن گوشه و جده، راهی مدینه بشیم. جده یکی از شهرهای قابل قبول عربستان است. حداقل در سه چهار شهر بزرگی [...]

Uncategorized

خاطرات عربستان – حج، قسمت دوم

مقدمه: یکبار توی دانشکده یک کنفرانس برگزار کرده بودیم و از سه چهار نفر برای میزگرد دعوت کرده بودیم. یک نفر که الان اسمش یادم نیست رو به عنوان نماینده دیدگاه راست معرفی کردیم و وقتی نوبت بهش رسید گفت که یک عمر خودش رو چپ دونسته و الان براش خیلی جذابه که جامعه دانشگاهی [...]

Uncategorized

خاطرات عربستان – سفر حج، قسمت اول

ماجرا از اونجا شروع شد که برای کار، اومدم عربستان. از همون لحظه اول در ویزا با یک مهر عربی بزرگ زده بودن که ویزای کار ما در عربستان برای حج عمره نیست و حق نداریم بریم حج. ما هفته اول و دوم رو کار کردیم و هفته سوم تصمیم گرفتیم برای دیدن شهرهای دیگه، [...]

Uncategorized

خاطرات سفر عربستان – صحنه‌هایی در ریاض

صف خیلی طولانیه، سه تا دختر می‌یان می‌ایستن جلوی ما! با عربی شکسته بسته بهشون می‌گیم که ته صف اونجاست و به چند متر اونطرف‌تر اشاره می‌کنیم.. با تعجب می‌پرسن «جدا؟» و وقتی می‌گیم «نعم» می‌رن. چند دقیقه بعد دوباره می‌بینیمشون و بهمون سلام می‌دن! جواب سلام می‌دیم و می‌ریم سوار ماشین می‌شیم. درک نمی‌کنیم [...]

Uncategorized